جمعى از نويسندگان

26

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى)

بازگويند . بسيارى از حقايق شگرف است كه بزرگان بدان رسيده‌اند و آن را احساس كرده‌اند ، اما ياراى گفتنش نداشته‌اند كه اسرار در گفتار نگنجد و اقيانوس در كوزه جاى نگيرد و آبشار از چشمهء سوزن نگذرد . با اينهمه براى درك نسبى عظمت انديشه و رفعت مقام استاد دو راه بيش نيست . يكى آنكه اوصاف او را از زبان يا قلم شاگردان او بشنويم و از اين طريق شبحى ناقص از آن درياى نور و آسمان عظمت در ذهن خويش ترسيم نمائيم و راه ديگر آن است كه شخصيت استاد را در تاليفات گرانقدر و نوشته‌هاى او بازجوئيم كه گفته‌اند : ان آثارنا تدل علينا * فانظروا بعدنا الى الاثار از اين راه نيز افراد متعهد و آشنا به مطالب علمى مىتوانند گوشه‌هايى از بزرگى منزلت او را دريابند اگرچه نوشته‌ها و تاليفات استاد با همه تنوع و وسعت و عمقش باز آينهء تمام‌نماى روح وسيع او نيست ، بخاطر همان نكته كه بدان اشاره كرديم كه همهء احساسات و دريافتهاى انسان گفتنى و نوشتنى نيست . در عين‌حال سير در افكار و آثار استاد ما را در برابر آن روح بزرگ خيره ساخته ، ناچار به اعتراف به كوچكى خويش مىنمايد و با اعجاب درمىيابيم كه استاد از اعجوبه‌هاى روزگار و نوابغ زمان و اسطوره هاى تاريخ است . تاريخ ، بزرگان بسيارى به ياد دارد كه هريك در رشته‌اى از علوم به اوج عظمت رسيده‌اند ، اما فردى جامع و ژرف‌انديش و محيط بر معارف اسلامى در تمام ابعاد چون يگانهء دوران علامهء طباطبائى كم ياد دارد كه هم فيلسوفى است صاحب‌نظر ، هم عارفى است به حق و اصل ، هم فقيهى است متبحر ، هم مفسرى است به لطائف نهانى قرآن رسيده ، هم محدثى است به اسرار مخفى احاديث راه يافته ، هم اسلام‌شناسى است به رموز اسلام واقف ، هم فضيلتمندى است به انواع فضائل آراسته هم